صنعت چاپ
تصحیح خالقیمطلق چیست و چرا در خواندن شاهنامه اهمیت دارد؟
شاهنامه یک اثر واحد است، اما متن آن در دستنویسهای باقیمانده کاملاً یکسان نیست. «تصحیح خالقیمطلق» حاصل مقایسه و ارزیابی انتقادی شماری از کهنترین دستنویسهای شاهنامه است؛ پژوهشی چنددهساله که میکوشد ما را تا حد ممکن به سخن فردوسی نزدیک کند.
۱ مهر ۱۴۰۵ · 8 دقیقه مطالعه
ایمیل
مگر شاهنامه چند نسخه دارد؟
شاهنامه را فردوسی در حدود سال ۱۰۱۰ میلادی به پایان رساند؛ اما دستنویس شخص فردوسی یا نسخهای که در زمان حیات او کتابت شده باشد، در اختیار ما نیست. متن شاهنامه طی قرنها به دست کاتبان مختلف رونویسی شده و هر نسخه، علاوه بر متن اصلی، ممکن است خطاهای کتابتی، افتادگیها، جابهجایی ابیات یا افزودههای دورههای بعد را در خود داشته باشد.
کاتبان همیشه مانند دستگاه تکثیر عمل نمیکردند. گاهی واژهای دشوار را با واژهای آشناتر جایگزین میکردند، مصراعی را برای اصلاح وزن تغییر میدادند، بیتی را از قلم میانداختند یا ابیاتی را که در روایت دیگری دیده بودند به متن میافزودند. به همین دلیل، دو دستنویس شاهنامه ممکن است در شمار ابیات، ضبط واژهها و حتی صورت برخی روایتها با یکدیگر تفاوت داشته باشند.
قدیمیترین دستنویس تاریخدارِ شناختهشدهٔ شاهنامه در کتابخانهٔ ملی فلورانس نگهداری میشود. این نسخه در سال ۶۱۴ قمری، برابر با ۱۲۱۷ میلادی، کتابت شده و فقط نیمهٔ نخست شاهنامه را در بر دارد. بنابراین، حتی این دستنویس نیز حدود دو قرن پس از پایان کار فردوسی نوشته شده و متن کامل اثر را شامل نمیشود.
پس هنگامی که از «نسخهٔ شاهنامه» سخن میگوییم، باید میان دو مفهوم تفاوت بگذاریم:
دستنویس: نسخهای که در گذشته به دست یک کاتب نوشته شده است.
تصحیح: متنی که یک پژوهشگر با مقایسهٔ چند دستنویس و بررسی شواهد زبانی و ادبی فراهم میکند.
ازاینرو، تعبیر دقیقتر «تصحیح خالقیمطلق» است، نه «نسخهٔ خالقیمطلق».
تصحیح انتقادی دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
تصحیح انتقادی به معنای اصلاح سلیقهای شعر فردوسی یا امروزیکردن زبان شاهنامه نیست. مصحح میکوشد با مقایسهٔ دستنویسها، نزدیکترین صورت ممکن به متن سرودهشده به دست فردوسی را بازسازی کند.
در این فرایند، فقط قدمت نسخه تعیینکننده نیست. یک دستنویس کهن ممکن است در بخشی از متن افتادگی یا خطای فراوان داشته باشد، در حالی که نسخهای متأخرتر ممکن است قرائتی اصیلتر را از منبعی قدیمی حفظ کرده باشد. مصحح باید مجموعهای از شواهد را در نظر بگیرد:
قدمت و اعتبار هر دستنویس؛
نسبت احتمالی نسخهها با یکدیگر؛
عادتها و خطاهای کاتب؛
زبان و سبک فردوسی؛
وزن و قافیهٔ شعر؛
پیوستگی روایت؛
صورت نامهای تاریخی و جغرافیایی؛
و در موارد لازم، شواهد موجود در متون تاریخی و حماسی مرتبط.
نتیجه این بررسی، متنی است که ضبط برگزیده را در متن اصلی قرار میدهد و قرائتهای مهم دیگر را در بخش «نسخهبدلها» یا دستگاه انتقادی ثبت میکند. بنابراین، خواننده و پژوهشگر میتواند ببیند که انتخاب هر ضبط بر چه شواهدی استوار بوده است.
پیش از خالقیمطلق چه متنهایی در دسترس بود؟
پیش از انتشار تصحیح خالقیمطلق، چاپهای مختلفی از شاهنامه وجود داشت. از مهمترین آنها میتوان به چاپهای ترنر ماکان، ژول مول و چاپ مسکو اشاره کرد. چاپ مسکو که میان سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۱ منتشر شد، برای چند دهه یکی از مهمترین متنهای پژوهشی شاهنامه به شمار میرفت.
بااینحال، برخی دستنویسهای بسیار کهن، از جمله دستنویس فلورانس، هنگام تدوین چاپ مسکو هنوز بهدرستی شناخته نشده بودند. انتشار و بررسی این منابع، همراه با پیشرفت پژوهشهای نسخهشناختی، زمینه را برای تصحیحی تازه فراهم کرد.
این نکته به معنای بیارزششدن همهٔ چاپهای پیشین نیست. هر تصحیح بخشی از تاریخ پژوهش شاهنامه است و حتی تصحیح خالقیمطلق نیز میتواند موضوع نقد و بازنگری علمی قرار گیرد. تفاوت اصلی در گستردگی شواهد، روش ارزیابی دستنویسها و ثبت منظمتر اختلاف قرائتهاست.
خالقیمطلق چگونه شاهنامه را تصحیح کرد؟
جلال خالقیمطلق برای تدوین متن خود، مجموعهای گسترده از دستنویسهای شاهنامه را بررسی کرد و شماری از معتبرترین آنها را مبنای تصحیح قرار داد. در پژوهشهای مربوط به این اثر معمولاً از پانزده دستنویس اصلی سخن گفته میشود که دستنویس فلورانس، کهنترین نسخهٔ تاریخدار موجود، یکی از مهمترین آنهاست.
او صرفاً متن کهنترین نسخه را رونویسی نکرد. ضبطهای دستنویسها را با یکدیگر سنجید و برای انتخاب میان آنها از شواهد زبانی، سبکی، روایی، وزنی و نسخهشناختی بهره گرفت. اختلافهای مهم نیز در دستگاه انتقادی ثبت شدند تا روند تصمیمگیری برای پژوهشگران قابلبررسی باشد.
متن اصلی این تصحیح در هشت دفتر منتشر شد. ناشر اثر توضیح میدهد که این ویرایش بر کهنترین دستنویسهای در دسترس و مجموعهای از پژوهشهای انتقادی تکیه دارد و نخستین انتشار دفترهای آن از اواخر دههٔ ۱۹۸۰ آغاز شده است.
خالقیمطلق نزدیک به ۳۶ سال بهطور پیوسته بر این پروژه کار کرد. در مراحل پایانی، محمود امیدسالار در تصحیح دفتر ششم و ابوالفضل خطیبی در تصحیح دفتر هفتم با او همکاری کردند. مشخصات کتابشناختی دانشنامهٔ ایرانیکا نیز دفتر ششم را حاصل همکاری خالقیمطلق و امیدسالار و دفتر هفتم را حاصل همکاری خالقیمطلق و خطیبی معرفی میکند.
این مدت طولانی فقط صرف انتخاب ابیات نشد. بررسی دهها دستنویس، ثبت اختلاف قرائتها، سنجش ضبطها و تدوین یادداشتهای توضیحی، بخش بزرگی از این پژوهش را تشکیل میداد. «یادداشتهای شاهنامه» نیز در کنار متن تصحیحشده منتشر شد و دربارهٔ واژگان، نکات دستوری، ضبط ابیات، وزن و قافیه و زمینههای تاریخی و اسطورهای توضیح بیشتری ارائه کرد. بنیاد میراث ایران، تصحیح خالقیمطلق را در مجموعهٔ متون فارسی خود بهعنوان یک تصحیح انتقادی هشتجلدی ثبت کرده است.
آیا تصحیح خالقیمطلق متن قطعی شاهنامه است؟
در علوم انسانی، «تصحیح انتقادی» به معنای کشف قطعی و تغییرناپذیر همهٔ واژههای متن اصلی نیست. از آنجا که دستنویس فردوسی باقی نمانده و میان سرایش شاهنامه و کهنترین نسخهٔ موجود حدود دو قرن فاصله وجود دارد، دستیابی به یقین کامل ممکن نیست.
ممکن است پژوهشگری در انتخاب یک واژه یا بیت با خالقیمطلق موافق نباشد و با ارائهٔ شواهد نسخهشناختی، زبانی یا روایی، ضبط دیگری را پیشنهاد کند. خود همین امکان نقد، بخشی از ماهیت تصحیح علمی است.
ارزش کار خالقیمطلق در این نیست که راه هر پژوهش تازهای را بسته باشد؛ اهمیت آن در این است که یکی از گستردهترین و منظمترین پایهها را برای بحث علمی دربارهٔ متن شاهنامه فراهم کرده است. ناشر و بنیاد میراث ایران این اثر را از مهمترین تصحیحهای انتقادی شاهنامه معرفی کردهاند و در بسیاری از پژوهشهای دانشگاهی معاصر نیز از آن بهعنوان متن مرجع استفاده میشود.
این تفاوتها برای خوانندهٔ معمولی چه اهمیتی دارند؟
ممکن است اختلاف یک واژه یا یک بیت در نگاه نخست مسئلهای کاملاً تخصصی به نظر برسد؛ اما گاهی همین تفاوت کوچک میتواند معنای سخن، انگیزهٔ یک شخصیت یا پیوند میان دو بخش داستان را تغییر دهد.
تصور کنید در نسخهای بیتی وجود داشته باشد، اما بررسی دستنویسهای کهن نشان دهد که آن بیت احتمالاً چند قرن بعد به متن افزوده شده است. اگر آن بیت دربارهٔ یک شخصیت، قوم، دین یا واقعهٔ تاریخی داوری مهمی داشته باشد، پذیرفتن یا نپذیرفتن آن مستقیماً بر برداشت ما از شاهنامه اثر میگذارد.
بنابراین، دانستن مبنای تصحیح فقط برای متخصصان ضروری نیست. خواننده حق دارد بداند متنی که با نام فردوسی میخواند، بر چه اساسی انتخاب شده است. این موضوع برای کتابهای آموزشی، بازنویسیها، ترجمهها و دانشنامههایی که ادعای اعتبار پژوهشی دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
البته تصحیح علمی بهتنهایی شاهنامه را برای همه آسان نمیکند. خوانندهٔ عمومی همچنان ممکن است به معنی واژهها، توضیح نامها، پیشزمینهٔ داستانها و روایت منثور نیاز داشته باشد. تصحیح معتبر، پایهٔ متن را استوار میکند؛ شرح و بازنویسی خوب، راه ورود مخاطب به آن متن را هموار میسازد.
جایگاه تصحیح خالقیمطلق در «دانشنامهٔ مصور شاهنامه»
«دانشنامهٔ مصور شاهنامه؛ داستانبهداستان» متن کامل منظوم شاهنامه یا جایگزین چاپ انتقادی آن نیست. این کتاب، داستانهای شاهنامه را به نثر بازمیگوید و در کنار آن دربارهٔ شخصیتها، جغرافیا، زمینههای تاریخی، اساطیر و عناصر فرهنگی جهان شاهنامه توضیح میدهد.
بااینحال، چنین بازنویسیای باید بر متنی معتبر استوار باشد. مبنای متنی این دانشنامه، تصحیح جلال خالقیمطلق است. این انتخاب به آن معناست که ترتیب روایتها، صورت نامها و محتوای داستانها تا جای ممکن بر یکی از معتبرترین متنهای پژوهشی موجود تکیه دارند؛ نه بر چاپی نامشخص یا روایتی که منبع آن روشن نیست.
محمود امیدسالار، شاهنامهپژوه و یکی از همکاران تصحیح خالقیمطلق، برای این دانشنامه مقدمه نوشته است. اهمیت این مقدمه در پیوندی است که میان پژوهش تخصصی شاهنامه و شیوهٔ ارائهٔ آن به مخاطب عمومی برقرار میکند.
در نتیجه، ذکر نام تصحیح خالقیمطلق در شناسنامهٔ کتاب فقط یک عبارت تبلیغاتی نیست؛ گزارشی است دربارهٔ پایهٔ متنی اثر. برای خوانندهای که میخواهد شاهنامه را سادهتر و داستانبهداستان بخواند، این انتخاب اطمینان میدهد که سادهسازیِ روایت با بیاعتنایی به پژوهش علمی همراه نشده است.
هنگام انتخاب یک شاهنامه چه چیزهایی را بررسی کنیم؟
پیش از خرید یا مطالعهٔ یک چاپ شاهنامه، این پرسشها را مطرح کنید:
متن کتاب بر اساس کدام تصحیح تهیه شده است؟
نام مصحح و مشخصات چاپ در شناسنامه آمده است؟
کتاب متن کامل شاهنامه است یا گزیده و بازنویسی؟
ابیات افزوده یا مشکوک از متن اصلی تفکیک شدهاند؟
معنی واژهها و توضیحات کتاب بر منابع معتبر استوارند؟
اگر اثر بازنویسی شده، آیا مبنای متنی آن بهروشنی اعلام شده است؟
شاهنامه یکی است، اما راه رسیدن متن آن به ما ساده و مستقیم نبوده است. تصحیح انتقادی کمک میکند میان انبوه دستنویسها و اختلاف روایتها، با شواهد روشنتر به سخن فردوسی نزدیک شویم. به همین دلیل، پرسیدن اینکه «این شاهنامه بر اساس کدام تصحیح است؟» پرسشی حاشیهای نیست؛ بخشی از خواندن آگاهانهٔ یکی از مهمترین آثار زبان فارسی است.

